پاسخ به مقاله گونای تبریزی در مورد بنده ــ رضا طالبی

امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 

تبریز سسی : جناب گونای  تبریزلی من تمامی گفته های شما  را تصدیق می کنم و مواردی را که گفتید من هم با کمال میل  برخی راقبول دارم ولی بعضی بسیار مغرضانه است و مثل اینکه شما در آمریکا نشسته و بنده هم در انجا کتاب نوشته ام و از شرایط ممیزی و اطلاعاتی و امنیتی آنجا خبرندارید.

بنده حقیر قبل از چاپ کتاب از کشور خارج شده ام و به علت شغل حساس حکومتی که داشتم ؛نمی توانستم به طور علنی مدافع مسائل آذربایجان جنوبی باشم و پس از تبعید به جاسک و مسائل حبس و دادگاه و... بماند که مهم هم نیست فریاد اعتراض رژیم و حرکت راسیستی آنان به بنده بسیار حائز اهمیت بود.کتاب بنده به مدت 15 ماه در ممیزی وزارت ارشاد معطل بود و سپس با دستکاری عده ای که بعد از خروج بنده بود و من گفته بودم تا کتاب را ملایمتر تصحیح کنند کتاب به این حالت پریشانی درامد و برخی مطالب بسیار جزیی آن هم با ذکر منبع و نه نظر شخصی بنده در کتا ب دخیل شد .بنده نمی خواهم کتاب خودرا رد کنم بلکه نشر کتاب با نام واقعی یک شخص دارای شغل حساس حکومتی و مواردی که حتی روز و شب را از من گرفتند برای شما مهم نیست شما تهدیدهای ارامنه و آسوریهای و گروههای مختلف نسبت به بنده  و تبعید و تنزل شغلی بنده را ندیده و این همه سختی را وابسته بودن به جمهوری اسلامی میدانید..تصحیح کتاب نصیب بنده نشد و در زندان این مساله را دنبال کردم اما پاسخ به اتهامات شمارا برخود واجب دیدم که بدون اشاره به نکات مثبت کتاب همانند ترک خواندن تمامی اقوام ساکن در آذربایجان،چاپ نقشه آذربایجان واحد برای اولین بار در کشور،منسوخ دانستن نسل کشی ارامنه،مسائل نسل کشی ترکان توسط ارامنه و....حال اگر اصلاحیه وزارت ارشاد درمورد تغییر نام ترک به مسلمان را نبینیم به فرافکنی پرداخته اید.حال انکه اگر این موارد را درست بنامیم باید مرحموم سرداری نیا و ناهیدی آذر را هم از قشر حقیر به حساب بیاورید و اگر اینگونه باشد من افتخار میکنم که در صف این اساتید قرار گرفته ام.چاپ این چنین کتابی برای اولین بار چنان شمارا عصبانب کرده است که از لحن و نوشتار حضرت مستطاب کاملا عیان می باشد.

 

شما بنده را نمی شناسید و شاید هم خوب می شناسید و خود را به آن را ه زدی اید ولی من شمارا اصلا نمی شناسم و فقط احساس میکنم که دارای تفکرات چپی می بشیداما 4 سال بنده روی این کتاب زیر انواع فشارهای حکومتی زحمت کشیده بودم و بعضا برخی از موارد که خود نیز واقفم اشتباه است و جرئت دارم اعتراف کنم که روی مساله ایرانیت و مذهب شیعه و عدم جانبداری روی بنده فشار بود.این کتاب به هیچ وجه مجوز نمی گرفت میتوانید از جناب دکتر صدیق هم بپرسید مجبور شدم مقدمه را عوض کنم بلی قبول میکنم به خاطر اینکه چاپ شود خودم را خوردکردم و چاپ کردم با همه ایرادات و اشکالاتی که داشت برای اولین بار با صدایی رسا گفتم که ارامنه پدران من را کشته اند.در مقدمه درست می فرمایید اما همانطور که گفتید قبل از چاپ بنده خارج شده ام و قرار بوده است که ویراستاری شود که نشد و باهمان دست نوشته های بنده چاپ شد که مساله محمد علی آغچا نیز شما درست می فرمایید ولی بهتر است یک مقدار هم تاریخ بخوانید و ببینید افراط گری و آنارشیسم در هر مقطع محکوم است خواه فارس باشم یا عرب یا ترک و این هم نظر شماست که آغچا را مبری میداند.بنده هیچ توهینی به (اولکوجو) ها ی شریف ندارم ولی منتقد همان گروهی هستم که آغچا خود در آن عضو بود و گرگان خاکستری مینامیدش و هیچ توهینی بنده به بوزقورد نکرده ام وفقط اشتباه چاپی نام وی را امین نوشته است و الان هم خودرا یک بوزقورد میدانم حتی اگر در داخل جرئت فریادزدنش را نداشتم ولی طرفدار اولکوجو بوده و خواهم بود ولی با اعمال برخی افراد که بنام ملیت همه چیز را قربانی میکنند تا زنده ام مبارزه خواهم کرد و توجیه نخواهم نمود.

 

مثل اینکه  شما در شرایط جمهوری اسلامی ایران زندگی نکرده اید؟ انتظار دارید بنده مسائل را همانطور که در ترکیه و آذربایجان شمالی نوشته میشود رک و خالص بنویسم و همانطور که رژیم از اسلام برای بیان و دیکته کردن نظرات خود استفاده می کند چرا من نمی توانم با انگشت گذاشتن بر روی حساسیت اسلامی مردم نظر مردم را به مساله نسل کشی ترکان جذب کنم؟ آیا همین اولکوجوها مانند من فکر میکنند یا نه: انها هم اسلامیت و ملیت ترک را کنارهم قرار داده و افتخارمیکنند .این چه پارادوکسی است در نوشته ها شما؟مانند اینکه فشار برروی نویسندگان با نام واقعی که در ایران می نویسند را نمی دانید.برای یک کلمه هم باید پاسخ داد؟شما با یک نام معجول می نویسید و توهین میکنید و کسی شمارا نمی شناسد.سبقه شما معلوم نیست ولی خوب میتوانید در زیر یک نقاب من را تنقسد کنید که البته برخی به جا بود که قبول کردم.کشوری که شما با آن نام ساختگی در آن آزادانه به ترویج عقاید خود می پردازید بنده نمیتوانم با نام واقعی نشر عقایدم را ادامه دهم و مجبورم معامله کنم با خودم برای روشن کردن افکار برخی کلمات خودم هم می گویم تملقات را به سر و کول این وزیر و جناب بچسبانم تا این عقاید چاپ شود و حقیقت این مساله ارمنی آشکارشود.بروید از کتابفروشی فضولی در اورمیه بپرسید و ببینید آیا حقیر یک ریال هم از این کتاب عایدم شده است یا نه؟انصاف هم خوب چیزی است بنده شمارا نسبت به مقاله تان تنقید می کنم شما مساله را زیرکانه به سمت کتاب بنده می کشانید؟هدف شما چیست؟ تخریب بنده یا نقد مقاله و پاسخ به آن؟نیات هدایت دار شما برای بیهوده و پوچ جلوه دادن کتاب بنده هیچ چیزی را عوض نمی کند بنده در پیشگاه خداوند خودم و ملت بزرگ آذربایجانم سربلند خواهم بود زیرا آنان نیز میدانند این فرزند با چه شرایطی این کتاب ها رانوشته و نشر داده است و الان این تهمتها را به جان می خرم و صدالبته برخی از آنها که نقد هست را قبول دارم و به امید خدا اصلاحشان خواهم کرد

 

بلی من نوشتم  که برا ی غرب این منطقه بسیار مهم است و ارامنه نادان و ابله قربانی سیاسیت آنان شده اند و دست به کشتارها و نسل کشی هایی زدند و ظلم ناشی بر ارامنه از جانب غربی ها بوده است که با استفاده از خوی بد و جنایات کار انان ؛به کشتار ترکان و مسلمانان پرداخته اند.

 

واقعا چرا  باید خودمان را قول بزنیم.ننگ بر احمدی  نژاد و خاندانش و هرکسی که خادم این حکومت فاشیست فارسیست اما  اگر من بتوانم با استفاده از این  واژه ها درد ملتم را که اصلا به بنده ربطی هم ندارد زیرا تخصص بنده هوا  و فضاست نه تاریخ و بنشینم بنویسم بدون اینکه کسی کمکم کن و دست  یاری به سوی بسیاری از این آقایان باصطلاح روشنفکر و تاریخ نویس آذربایجان و ترک دراز کردم همه  از ترس و یا بعضا حسودی به بنده جواب رد دادند.حرص آرشیو و عکس  و....چنان انان را غرق کرده بود که نه تنها کمکم نکردند بلکه پشت پا و تخریب  هم به من زدند.3 سال شب وروز نوشتم  و کتابخانه ها را گشتم و دویدم  این طرف و انطرف و این  بود جواب بنده.این بود به جای  نقد کردند صورتم را به خاک بمالند بسیار سپاس گذارم از تمامی کسانیکه  پشت اسم های زیبا خودرا پنهان  میکنند.

 

شما بهتر بود  از کسانیکه بنده را در داخل می شناسند سئوال کنید بعد مارک جمهوری اسلامی به بنده بزنید.اصلا بلی من عامل جمهوری اسلامی و خائن هستم .من یک انسان ضد خودم ضد ترک و فاسد و ماسون و  غیره هستم آنچه که شما میخواهید به مردم معرفی کنید مگر این نیست؟ بفرمایید!

 

ببینید ماجرای هولوکاست و نسل کشی باصطلاح  ارامنه هردو یک نطریه را شامل میشود  نمی توان کتمان کرد.احمدی نژاد یهودی  کاملا در خفا با اسرائیل  رابزه دارد با ارمنستان رابزه دارد و این کشورها در سودای ارمنستان و کردستان بزرگند و حال اگر  بنده یک سوراخ کوچکی در فضای غیر  دموکراتیک این کشور یافته ام و  استفاده میکنم باید این همه  سرکوب شوم!

 

بنده هم قبول دارم که مساله کشوری بنام ایران  و مالکیت وی بر مناطق قفقاز نادرست است اما اگر در کشوری بنام ایران  زندگی می کنید نمی توانید رک بگویید مرگ بر شما باید با راه و رسم  ریز نویسندگی مطلب را به خواننده  برسانید حال اگر در این راه  قربانی ایرادات بنی اسرائیلی تباری  بشوید که اگر قصد نقد داشتند در همان زمان چاپ کتاب نقد می کردند نه در زمانیکه مقاله شان نقد شد دست به مقاومت و عوض در آوردن میبرند.

 

مساله ای که ذکر کردم و در نخجوان بوده است  عین واقعیت است و الان در آذربایجان  جنوبی نیز ما شاهد این هستیم  و این از نادانی مردم است .حضور هزاران نفر جیره خور در راهپیمایی های  فلان و فلان  همانند آنان هستند.مشکل ما نادانی ما است که الان هم دچار ان هستیم .همان تهمتی که به پیشه وری  میزنند که عقایدت چرا سوسیالیستی بود  چرا با شوروی رابط ه داشتی در حالیکه موقعیت وی و شرایطش را درک  نمی کنند.

 

چرا موقع نقد  صهیونیسم برخی فعالین ما سنگ انان بر سینه میزنند .چون رژیم ایران با اسرائیل  دشمن است و ایران نیز دشمن ما بنابراین  ، دشمن دشمن ما دوست ماست!این  منطق ماست حتی اگر کسی از سالام  حرف بزند آنقدر رژیم با تبلیغات  منفی مردم را از اسلام واقعی متنفر  کرده است انهم آگاهانه که دین گریزی  و مبارزه با دین هویت ما شده است.شما  خوب هم میدانید نفوذ دونمه ها و  دوشیرمه ها و صهیونیستها برای از بین بردن امپراطووری بزرگ ترک عثمانی بوده است و در بسیاری از کتب اندیشمندان ترک آناتولی نیز کاملا مشهود  است.من نمیخواهم بحث را کش بدهم ولی  مطالعه سطحی از تاریخ ترکان اناتولی  و تصعب بیجا و غیر علمی بزرگترین ضربه را به ما خواهد زد.یهودیان برای تمامی دقایق خود برنامه دارند  همانطور که احمدی نژاد یهودی را با سیاسیت راسیستی و فاشیستی فارس را در ایران برپاکردند عثمانی را سرنگون و سیاسیت اسرائیل بزرگ ؛ارمنستان بزرگ و کردستان بزرگ را پیاده خواهند کرد و ما هنوز یهود را دوست خود میدانیم.

 

آیا اران نامیدن و شیروان خواندن منطقه ای اصالت  نام آذربایجان را می زداید آیا  الان در آذربایجان جنوبی منطقه  ای بنام قره داغ و موغان هست  فردا باید بگوییم چرا موغان و قره  داغ شما دارید می گویید اینجا  آذربایجان نیست.اران و شیروان و  موغان و قره داغ همه آذربایجان  است چرا به نقشه آذربایجان واحد در صفحه 42 اشاره نم یکنید کدام یک از شما با نام واقعی در کتاب و نشریه ای در ایران جرئت چاپ این نقشه را داشتید؟حساسیت ما نسبت بدین نام فاشیستها را جری تر می کند بگذار هرچه می خواهند بگوید وجود جمهوری آذربایجان مستقل برای همه این حرفها کافیست.

 

-در صفحه 41 تا 43 به جد اشاره شده است  که آذربایجان واحد است و  مستند نیز با ذکر منابع امده  است.

 

-در صفحه 48 نام آذربایجان شمالی آمده است  در کدام کتاب داخل شما جرئت  استفاده از این نام را دارید.

 

-تا صفحه 50 کتاب فقط ذکر نام اذربایجان  و فرمتهای ان و ثابت نمودن  ترک بودن آذربایجان است آیا  نامی از ایران در اینجا می  باشد باتوجه به این در تهران  چاپ شده است

 

-صفحه 55 تا 62 رد مساله آذریست و رساله  کسروی را رد میکنم

 

-65 تا 67 به  قدمت اقوام ترک در آذربایجان  اشاره می کنم

 

-از 68 تا 260 اثبات  میکنم اقوام ترک صاحبان اصلی  این خاکند و ارامنه و آرییا  در اینجا جایی نداشتند.حتی ترک  بودن زرتشت را نیز اثبات  میکنم

 

-260 تا 290 به جنایات آسوریها از زبان یزدانی و مام پیرا اشاره میکنم

 

--29- تا 293 بابک  را تحسین و حتی روز تولد  ولقعی این قهرمان را معرفی  میکنم که البته این هم از  نظر شما دور مانده است

 

-310 تا 317 نسل  واقعی و منسوخ ارامنه را  بیان می کنم

 

-من عامل  جمهوری اسلامی!!!تا صفحه 338 روند  قدرت گرفتن ارامنه را بیان  می کنم

 

-تا صفحه 334 به عوامل غربی هم دین ارامنه  جهت مقابله با ترکان اشاره  میکنم

 

-در صفحه 345 اشاره کرده ام که مناطق آذربایجان  شمالی از ایران جدا شده اند.لطفا  شما طوری بنویسید که هم وزارت  ارشاد مجوز دهد و هم همانند  نوشته  من نباشد.در صفحه 346 نوشته  ام اصطلاح آران انقدر هم  مهم نیست که معطوفش شویم  و اصطلاحی بوده که به سرزمین  البانهای ترک داده میشده است  و به دشت اران میگوند  و  آنوقت باید به جای عراق بگوییم  بابل و به جای خراسان پارت؟  آیا این نشان می دهم من  سیاسیت آذریسم و ایران شمالی  دارم/نا بردن از آذربایجان شمالی نشانگر تئز ایران شمالی بنده است.

 

-تا صفحه 414 تمامی گروهکهای تروریستی ارامنه  را واکاوی کرده ام اما اینها  هم حتما نشانگر ایران شمالی  بودن بنده است

 

-در صفحه 414 میرزا کوچک خان را خائن و  عامل روس معرفی کرده ام.اینها  همه مواردیست که اطلاعات در  بازجویی ها به بنده گفته  است

 

-415ص- اشاره شده است منطقه سیسیان مرز ایران با ارمنیه توسط ارامنه اشغال شده است

 

-بنده در  کتاب بارها به نفوذ دونمه  ها مانند قره صو اشاره کرده  ام ولی نگفته ام که همه  آنها مشکوکند اگر اینگونه بود  هیچ گاه ماجرای ترور و شهید  کردن طلعت پاشا را محکوم  نمی کردم در ص 439

 

-447ص- در حالیکه جمهوری اسلامی و برخی مخالفان آتاتورک می گویند آتاتورک مخالف اسلام نبود و یان را نوشته ام اما شما بازهم ندید ولی اطلاعات دید

 

-449ص -هنگامیکه در ایران فاشیستها سعی دارند با خراب کردن وجهه رسولزاده و آتاتورک آنان را نژادپرست معرفی کنند بنده با استفاده از سیاست خودشان و اینکه طوری بیان کنم که زبانشان بسته شود به معرفی انان پرداخته ام جرم محسوب میشود هم از طرف اطلاعات و هم شما

 

-451ص -بلی  بنده حضور داشناکها در کنفرانس  اتحاد و ترقی را نقد می  کنم و پایبند نیز هستم

 

- در صفحه 453 وطن گرایی و اسلام گرایی  را یکی از اهداف اتحاد و  ترقی دانسته ام و هنوز هم  میدانم

 

-ص 453 مینویسم  که فیلیپ استوارد تنها محقق  غیرترک در مورد عدم دخالت  تشکیلات مخصوصه در مهاجرت ارامنه  اشارع دارد.

 

-تا ص 496 تا توانسته ام از جنایات  ارامنه گفته ام

 

-در ص 497 تا جاییکه توانسته ام از  دخالت شوم انگلیسی که خواهان  اسرائیل و ارمنستان و کردستان  است پرده برداشته ام باز  هم اطلاعات و شما هردو بازخواستم  می کنید که چرا به کردها  توهین کرده اید.

 

-تا ص 625 به نسل کشی ترکان و پاسخ  به اهانت های ارمنستان پرداخته  ام و یکی از اتهامات بنده  وابستگی به گروههای ضد ارمنی  بوده است چون این ها را  با نام خود نوشته ام.

 

اینها تنها نکات کوچکی بود که شما در ان مثلثی  که گفتید ندیده اید.نقدهای شما  را به جان می خرم وکاش در داخل بودم و میتوانستم خودم کتاب خودم را تصحیح  کنم و در سفره خیاطان ناشی نمی  افتاد.

 

غلط های املایی نیز دست نویسنده نیست و ویراستار باید این کاررا بکند و اعتراضیست  که بنده بارها به ناشر کرده ام ولی دوربودن از مملکت تاثیری بر وی نمیگذارد.منابع کتاب را هم مطالعه کنید و بینید که کتابهایی که رژیم با ان مخالف هست چگونه منبع می باشد؟کتاب پرفسور زهتابی که تمامی فاشیستهای فارس با آن مخالفند

 

حال خوب بود  شما مواردی را که ممیزی وزارت ارشاد  آنها را حذف کرده بود را نیز می دید و باز هم نقد مغرضانه  خودرا باز گو می کردید.

 

بارها من خودم اذعان کرده ام که با توجه به معیارهای جمهوری اسلام و شرایط کاری بنده هرکسی میتواند بیاید  بسم الله بگوید و بیاید در مورد ارامنه بنویسد چرا ننوشتند؟

 

آن زمان که حتی در دانشگاه الزهرا هم جزوه ای برای قره باغ چاپ شد و از اسلام  نیز استفاده شد .ان موقع هم می گفتند  شماها ایران دوست هستید و ایران  را میخواهید و ایران شمالی می گویید  و نمی دانستند که دانشجویان  بیچاره برای اینکه کمیته انضباطی  اخراجشان کند طوری مساله را وارد ذهن مردم می کردند که ایرادی بر آنها نباشد و آقایانی که در اروپا  و امریکا نشسته اند و یا در داخل با اسم جعلی به هر یاوه پراکنی و توهین  دست می زند به آنان تهمت نزننند.

 

مساله اعلمی  شمارا چقدر ناراحت می کند؟ چرا استفاده  کردن از اعلمی برای بیان عقاید ملت  این همه سخت است؟ آیا در زمان دکتر چهرگانی حرکت آذربایجان با انتخابات پا به عرصه نگذاشت؟

 

پاسخ به مساله  اعلمی را در مقاله ای داده بودم در حالیکه همه ساکت بودند و شما  با افکار چپ و انترناسیونالیسمی خود  در پشت چهره جعلی بسیار ضعیف دفاع کرده بودید.خودمان هستیم چقدر از خود  راضی هستید و کلمه ساک-سک یا شعبه شعبه خودمان را با ذهنیت خراب خویش به کجا کشیده اید؟

 

اگر گفته ام اعلمی ها تایید نشوند یعنی تحریم  یعنی اینکه باید با توجه به وجهه سیاسی  و همه تحریم می کنند در ظاهر تحریم  کرد و در باطن مساله اذربایجان  غربی و شهرهای حساس را در سایه تحریم  کردها مدیریت کرد.شما واژه کرد  را از نزدیک لمس نکرده اید و  نمی دانید کشتارهای اورمو و  سولدوز یعنی چه و بیخیال نشسته و  شعار اپوزیسیون فارس را داده بنده را متهم می کنید.

 

اگر بنده هم نقاب بر صورت داشتم بسیار تندتر  از شما در این کتاب می نوشتم ولی  با اینکه این همه هم خفیف به نظر  شما به نفع جمهوری اسلامی!! نوشتم  بازهم در معرض اتهام قرار دارم.هیچ  اشاره به تمامی محتویات این  کتاب نکرده اید و تنها مواردی را قسم میخورم در اطلاعات هم به ان اشاره  شده است شما چرا دقیقا به این نکات اشاره میکند برای بنده بسیار جای سئوال می باشد.!!؟؟

 

اگر در جمهوری اسلامی  کسی میتواند بدون هیچ  تعرضی رک و پوست کنده تاریخ تورکان آذربایجان رابنویسد در قالب یک اسم  واقعی بنده حرف شما را قبول دارم و آنوقت باید صمد سرداری نیا  ها و رییس نیا ها و ناهیدی آذرها  را نیز همانند من عامل رژیم  بنامید.قفسه سیاه کتابخانه یک شخص بی هویت برای بنده ارزش ندارد.من همانقدر خدا را شاکرم  و به گفته شما بلی مسلمان هم هستم و در حالیمه می بینم ملت من با اسلام  تحریک میشود از ان بهره می گیرم تا حرفم را بزنم و مظلومیت قرهباغ ها را ثابت کنم نه مشروعیت دهم .بنده از ابزار قرادادن اعلمی برای خواست ملت تورک آذربایجان دفاع کرده ام و میکنم و نمی گذارم یک ذره از خاک آذربایجان نثار کردو فارس و ارمنی شود.در پایان از شما که یک کاراکتر مخفی هستید تشکر می کنم که یک برخی موارد را که نمی دانستم به من گفتید و باید اصلاح کنم-2-سبب شدید از برخی اشخاص شناخت کافی راببرم-3-حساسیت نویسندگان ناشناس را دریافتم-4-فهمیدم کاملا یک فرد ضد ملت اذربایجان و تورک بودم و تا حال هرچه کرده بودم خیالی بیش نبوده است!!!-5-دیگر سکوت اختیار خواهم کرد زیرا رفته رفته نقدها به جای نوشته و قلم بنده به سوی جاهای هدایت شده می رود و خودتان بهتر می دانید کجاها را میگویم.

 

از سایت  های وزین حرکت ملی آذربایجان نیز  تشکر میکنم که ساختاری را فراهم  کرده اند که به مباحثات این چنینی  دامن نمی زند و مسائل را به سوی  موارد شخصی نمی کشاند.

 

با تشکر

 

رضا طالبی